محمد حسن خان اعتماد السلطنه
910
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
بعد از اداء حمد موفور و ثناى غيرمحصور بر پادشاه على الاطلاق مالك الملك بالاستحقاق كه كافّهء سلاطين زمان و عامّهء خواقين دوران از سر صدق و اخلاص و كمال اعتقاد و انقياد روى عجز به درگاه او آورده اطاعت و عبوديّت او را وسيلهء خلاصى از شدايد نيران و آزادى جاودان ساختهاند . و صلوات ناميات بر حضرت سيّد انبيا ، و سند اصفيا ، و شفيع روز جزا ، محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله مجتبى معلّى و بر ذرّيّت و آل كثير النوال و خير الاجلال او باد - مقصود از اين كلمات خيريت آيات آنست كه بعد از آنكه حضرت دستور اعظم و سردار معظم از جانب عاليحضرت سليمان مرتبت ، سكندر منزلت ، سلطان سلطان نشان ، كيخسرو مرتبت ، فريدون شأن ، خلّد اللّه تعالى ملكه و سلطانه ، مرخّص و مأمور گشته شخص معيّن از اهل علم و ارباب فضل و صلاح را به درگاه گيتىپناه فرستاده به مقتضى آيهء كريمهء « الصلح خير » در مقام اصلاح برآمده طلب صلح نموده بودند و به جهت انجام و تمهيد مقدّمات اين امر خيرى كه متضمّن رفاه حال و فراغبال كافّهء خلايق و عامّهء مسلمين است حسب الحكم جهانمطاع ، آفتاب شعاع ، عالم مطيع ، كمترين بندهء درگاه قاضى خان مقرّر و مرخّص گشته به صحبت شريف دستور اعظم رسيده و به اتفاق به سعادت دولت ، و شرف خدمت ملازمت ، و پاىبوس اعليحضرت خاقان اعظم عزّ افتخار يافته به مقدمات صلح و صلاح به طريقى كه در زمان حضرات خواقين عظام و سلاطين ذو الاحترام قرار و استقرار يافته بود به همان طريق و همان قاعده و تفصيل ، من غير تبديل و تغيير ، مقدّمات صلح مزبور را در اين وقت مقرّر و مشخّص به صلاح طرفين و اختيار جانبين و مجدّدا به تجويز و رضاى اعليحضرت خاقان سكندر مكانى مقرون گشت . و چون اين غلام قديم بر مقدمات سنور و سرحدى كه در زمان حضرات سلاطين عليّين آشيان معيّن بوده مطلع نبود مقرّر شد كه جمعى از دولتخواهان طرفين و ريشسفيدان معتبر معتمد از جانبين كه ايشان را اطلاع تمام بر اين مقدمات حاصل باشد بىتفاوت تعيين سنور و سرحد كرده از طرفين بدان عمل شود اميد كه حضرت عزّت آثار مثوبات اين امر خير را به روزگار خجسته آثار جانبين عايد گردانيده قواعد و مبانى آن را مستحكم و منتظم دارد ، و از هرجانب در مقام تنبيه و تأديب سيد مبارك عرب درآمده هريك اراده نمايند كه قلاع و محال خود را كه ايشان تصرّف نمودهاند بگيرند ديگرى حمايت